آخرین اخبار

22. تير 1399 - 12:25   |   کد مطلب: 32171
وقتی گران‌سنگ‌ترین اثر تاریخی استان همدان که نماد هویت یک کشور نیز محسوب می‌شود، ارزش و اهمیتی کمتر از چیپس، پفک و قلیان پیدا می‌کند!

به گزارش بهارانه، مواریث فرهنگی، تاریخی و یا طبیعی و درمجموع هر آنچه به‌عنوان جاذبه‌های گردشگری شناخته می‌شوند، در درجه نخست نیاز به حفظ اصالت و نگهداری از هرگونه دست‌اندازی داشته و برای نگهداری مناسب نیز باید اهمیت آن‌ها را به‌لحاظ میزان جاذبه درک کرد. قدر مسلم بر همین اساس است که بسیاری از صاحب‌نظران تصریح و تأکید دارند که فضاهای گردشگری و جاذب توریست در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی ثروت‌های یک کشور، شهر و جامعه محسوب شده و این جوامع و کشورها نیاز دارند که علاوه‌بر افزایش تلاش‌های دائمی و مستقیم سازمان‌یافته برای مراقبت و جلوگیری از تخریب و دست‌اندازی به آن‌ها، به‌صورت نظام‌یافته به نسل حاضر و بعدی بیاموزند که در قبال حفاظت این مواریث ارزشی چه وظایفی را برعهده دارند. درواقع شادی این وظیفه نیز همان روح ناپیدای شعار سال 2020 جهانی در حوزه صیانت از مواریث تاریخی است که با عبارت فرهنگ مشترک، میراث مشترک و مسئولیت مشترک، به دنبال بازآموزی و بازتولید فرهنگ، حفظ اشتراکات انسانی و منعکس‌کننده مفهوم جهانی میراث تاریخی و فرهنگی به‌عنوان بخشی از هویت جوامع در زمان تغییر بسیار سریع جمعیت و عدم پایداری محیط‌های زیستی بوده که در مرکز این مسئله نیز روابط بین فرهنگ‌ها یا گروه‌های فرهنگی و مسئولیت جمعی آن‌ها برای مراقبت و حفاظت از صفات برجسته، معانی و ارزش‌های جهانی و ملل قرار گرفته است. درحقیقت شعار (فرهنگ مشترک، میراث مشترک، مسئولیت مشترک) به‌طور غیر مستقیم به همه ما تأکید می‌کند که داشته‌ها و مواریث فرهنگی، هنری، تاریخی و غیره موجود در کشورها صرفاً متعلق به همان کشور نبوده و همه ابنای بشر در طول تاریخ از آن‌ها حق‌وحقوقی دارند؛ بنابراین باید به هر شکل به دنبال حفظ، نگهداری و متعاقباً بهسازی و بسترسازی مناسب برای حضور و استفاده همگان از آن‌ها بود و در این مسیر نیز از هرگونه مفاهمه و خِرد جمعی و یا تلاش‌های مشابه نیز بهره برده و کسب تجربه کرد. از منظر کارشناسان این موضوع از آن حیث دارای اهمیت است که در ادامه روند جهانی شدن، ما نیاز به یک زبان و دیدگاه مشترک برای ارتباط با همه انسان‌های کره زمین داریم که برحسب اتفاق این مواریث دارای بهترین و کامل‌ترین و درعین‌حال گویاترین عبارات و مفاهیم مشترک تعامل با جهان هستند که می‌توان با استفاده از آن‌ها و مبتنی بر کلیدواژه اشتراکات با ایجاد هم‌افزایی بین فرهنگ‌های مختلف، تلاش بیشتری برای تعمیق و گسترش این روند (جهانی شدن) در دستور کار قرار داد. مشروط بر آنکه بتوانیم در این مسیر استاندارها، بایستگی‌ها، بایدها و شایستگی‌های لازم برای حفظ و همگانی کردن آن‌ها را لحاظ و اجرایی کنیم و این‌گونه نباشد که به صرف مالکیت جغرافیایی هرگونه که صلاح می‌دانیم و با سلایق ما منطبق بوده و به منفعت ما است، با آن‌ها رفتار کرده و یا مورد بهره‌برداری قرار دهیم. * شهری سرشار از گنج اما فقیر! درمجموع همه اقلیم‌ها، مناطق و استان‌های کشور پهناور ایران، همدان به‌دلیل پیشینه و تاریخ چندهزارساله خود یکی از مناطق دارای غنای مواریث تاریخی و فرهنگی و فضاهای طبیعی گردشگری است که از دیرباز تاکنون مورد توجه بسیاری از مستشرقین، گردشگران داخلی و خارجی و نیز صاحب‌نظران حوزه‌های تاریخی، طبیعی، ادبی و غیره قرار داشته و این جایگاه تا به آن پایه است که حتی طی چند سال گذشته نیز توانست میزبان چند نشست بین‌المللی با حضور صاحب‌نظران جهانی در حوزه گردشگری باشد. بااین‌حال اما همیشه نیز یک واقعیت انکارناپذیر به‌عنوان پاشنه آشیل این پتانسیل بالقوه، با آن همراه بوده و آن موضوع تساهل و بی‌توجهی به حفظ و نگهداری و حراست از این آثار بوده که بر کمتر کسی پوشیده مانده است. البته این کاستی‌ها با تناسب‌های متفاوت از زمان‌های دور تا تاریخ مدرن فعلی که دارای سازمان و نهادهای دولتی متعددی درخصوص حفظ و نگهداری این مواریث و ثروت‌های خدادادی هستیم، به‌عنوان یک معضل دیرپا وجود داشته؛ بااین‌حال و با توجه به اهمیت روزافزون صنعت گردشگری در چند دهه اخیر و لزوم تلاش بیشتر جهت رفع این نقایص، لازم بوده تا تحقیقات و برنامه‌های مدقن و اجرایی محکم‌تری برای حفظ و حراست از آن‌ها در دستور کار قرار گرفته و باعث نشود تا به‌دلیل همین‌گونه اهمال‌ها (به‌مانند برخی موارد اخیر) شاهد خروج نام این آثار از فهرست مواریث فرهنگی و تاریخی جهان باشیم. زیرا جدا از موضوعات مرتبط با صنعت گردشگری، اما این آثار به‌عنوان پیشانی و ویترین تاریخی شهر همدان در اصل اثبات می‌کنند که از ابتدا این اقلیم محل زیست گونه‌های فرهنگی متفاوت و متعددی از ابنای بشر بوده و دارای جایگاهی بسیار ارزشمند و بالاتری نسبت به دیگر تمدن‌ها و کشورها است؛ بنابراین براساس آیین‌نامه حفاظت عرصه و حریم میراث فرهنگی و صدالبته ضمن احترام به حقوق خصوصی افراد، این ظرفیت‌ها باید مورد حراست و حمایت و صیانت همه مجموعه‌های دولتی و مردمی قرار گیرد، اما...! بااین‌حال متأسفانه یکی از واقعیات غیر قابل انکار در صنعت گردشگری کشور ما و به‌خصوص استان همدان، عدم توجه به پایش دائمی و رصد شرایط محیطی این اماکن است که باعث می‌شود موضوع ارائه معیارهای سرزندگی فضاهای گردشگری و سنجش این معیارها و عرضه راهکارهایی برای ارتقای این ویژگی براساس مؤلفه‌های جهانی، دائماً مورد غفلت قرار گرفته و صرفاً هرازچندگاه و آن‌هم از سر لزوم و فشارهای رسانه‌ای به فکر سامان‌دهی، صیانت و حفظ آن‌ها برآییم. این به آن معناست که غلبه نگاه منفعت اقتصادی به مراکز گردشگری باعث شده تا نوع نگاه ما به آن‌ها به‌عنوان مواریث ارزشمند ملی و جهانی همیشه در مرحله دوم و حتی چندم اهمیت قرار گرفته و در آن بین نیز عمده پیمانکارانی که بدون داشتن هرگونه تخصص گردشگری، تاریخی، هنری متولی مدیریت و نگهداری این فضاها شده‌اند، بدون توجه به ماهیت ارزشی و فرهنگی آن‌ها، فقط به دنبال تحصیل سود بیشتر از محل کارهای حاشیه‌ای و غیر مرتبط باشند؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که هم‌اکنون و در بسیاری از مجموعه‌های گردشگری همدان مشاهده می‌شود. * اولویت با چیپس، پفک، قلیان و سرآخر میراث ملی مجموعه گردشگری گنجنامه که در اصل شناسنامه هویتی چندهزارساله یک کشور بزرگ به‌نام ایران و در تقدم بعدی یک مجموعه گردشگری ارزشمند و فاخر برای استان همدان محسوب می‌شود، این‌روزها حال‌وروز خوشی ندارد. البته نه به آن دلیل که به‌خاطر شیوع بیماری کرونا تعداد گردشگران و بازدیدکنندگان آن کاهش یافته (که برحسب اتفاق و با وجود تمام توصیه‌های نظام سلامت هنوز مشتری‌های خود را از اقصا نقاط کشور دارد و اصطلاحاً حتی جای سوزن انداختن در آن پیدا نمی‌کنید)، بلکه به این دلیل که با وجود تمام توجه و تمرکز جهانی و کشوری بر روی آن، اما هنوز و پس از گذشت ده‌ها سال از تدوین نظام جامع گردشگری نه‌فقط هیچ برنامه قابل قبول و شاخصی برای توسعه، نگهداری و صیانت و بازنمایی آن در منظر جهانی تعریف و اجرایی نشده، بلکه در سایه غلبه یک نگاه درآمدزایی و منفعت‌محور برای چند سازمان و نهاد شهری، هم‌اکنون تبدیل به یک بازار مکاره و بی‌دروپیکر مملو از انواع و اقسام ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی و زیست‌محیطی شده است. شاید در طول چند سال گذشته نیز تنها اقدام مؤثر و مفید صورت‌گرفته درخصوص حفظ اصالت و ارزش این اثر فاخر، صرفاً جابه‌جایی دست‌فروشان از محوطه اثر به بیرون حصار آن بوده و دیگر هیچ؛ گو اینکه با توجه به وضعیت ناهنجار و نوظهور ماحصل از جابه‌جایی این افراد هم نمی‌توان چندان به اقدام مذکور افتخار کرد. واقع سخن این است که با وجود آنکه تمامی نام و آوازه جهانی این منطقه در اصل متأثر از کتیبه تاریخی و متعاقباً فضای طبیعی آن است، اما امروزه تقریباً هیچ‌کدام از این دو مؤلفه در فهرست داشته‌های این مجموعه قرار ندارد و عموماً این زیرساخت‌های تفریحی و ورزشی و یا غذاخوری‌ها و دست‌فروشان هستند که مورد توجه قرار گرفته و تمامی سرمایه‌گذاری‌های صورت‌گرفته نیز در راستای توسعه این موضوعات تصویب و کانالیزه می‌شود. شاید در باور برخی نیز نگنجد، اما در راستای تحصیل سود از محل حضور گردشگران در این فضا، شرایط به‌گونه‌ای شده که تقریباً هر چیزی ناممکنی می‌تواند ممکن و هر اولویتی می‌تواند تغییر کند؛ ولو به قیمت کاهش اعتبار و ارزش یک میراث جهانی و مهیا شدن مقدمات خروج آن از فهرست مواریث فرهنگی و تاریخی جهان به بهانه کرایه دادن محل بساط‌گستری به بلال‌فروش‌ها و قلیانی‌ها! اینجا گنجنامه است، شناسنامه چندهزارساله سنگی یک کشور و تمدن، اما تقریباً کمتر کسی سراغ این اثر را می‌گیرد، چون نه‌فقط در طول مسیر که حتی در پیرامون آن‌ نیز (با رعایت استاندارهای جهانی درخصوص حفظ و نگهداری آثار تاریخی) هیچ تبلیغ و معرفی خاصی صورت نگرفته. در این محوطه حتی پس از گذشت 6 ماه، هنوز سرویس‌های بهداشتی تعمیر نشده و تعطیل هستند. اینجا نمازخانه وجود ندارد، اینجا هنوز دارای پارکینگ عمومی و محیطی مناسب نیست، اینجا فاقد یک ویترین فرهنگی کوچک برای همدان بزرگ است، اینجا در بحث راهنمای گردشگری (به‌جز یک دکه فروش بلیت غار علیصدر) چیز دیگری نمی‌بینید. اینجا حتی برای توضیح و تشریح اثر تاریخی مذکور بی‌همتا، یک کارشناس و یا راهنما حضور ندارد، در اینجا داستان مراقبت‌های بهداشتی بی‌معنا است، روشنایی مسیر هنوز کامل نیست، شانه خاکی، گارد ریل مناسب و الزام ساکنان و مالکان به رعایت برخی ضوابط محیطی و طبیعی و جلوگیری از دست‌اندازی به سیما و منظر مسیر، دیده نمی‌شود، در اینجا خبری از اتوبوس گردشگری و سرویس‌های ایاب و ذهاب مشخص و مطمئن (به‌جز چند دستگاه تاکسی خطی) نیست، درواقع در اینجا چیزی به‌نام مدیریت جامع شهری وجود ندارد و تنها مجموعه سامان‌دهی‌شده در آن، حضور عوامل مجموعه تفریحی و توریستی برای گرفتن پول از مردم است. بااین‌حال در اینجا چیزهای دیگری هست که احتمالاً بیشتر از نفس مؤلفه‌های ارزشی، فرهنگی و تاریخی آن، توجه هر کسی را به خود جلب و جذب می‌کند؛ از بساط قلیان، چیپس، پفک، آلو و لواشک تا سیگار و غیره و صدالبته آدم‌های مسئله‌دار و گردشگرنما با انواع و اقسام پوشش‌ها و آرایش‌های عجیب‌وغریب! حالا اگر از داستان جمع‌های چندنفره جوانان (اعم از دختر و پسر) هم که با برخی رفتارها و حرکاتشان عرصه را بر بقیه تنگ می‌کنند، بگذریم؛ وجود زباله، بساط‌گران و مسدودکنندگان مسیر، فروشندگان برخی محصولات ضد فرهنگی و ارزشی، مسافرکشان شخصی بی‌منطق، رستوران‌ها و سفره‌خانه‌دارانی که با وجود توصیه‌های بهداشتی درحال سرو و عرضه غذا هستند، فقدان سرویس بهداشتی و آبخوری، پایگاه پایش سلامت و یا تیم اورژانس و کمک‌های اولیه و غیره، مواردی بوده که از آن‌ها نگوییم، قطعاً بهتر است. به‌هرحال و با وجود آنکه گنجنامه می‌تواند برای ما خیلی پتانسیل‌ها و نقاط قوت مثبت، خوب و متعالی داشته باشد، اما درحال حاضر هیچ ندارد؛ چرا؟ پاسخ بسیار ساده است، چون نه‌فقط ما هنوز به درک درست‌ودرمان و جامعی از ارزش‌گذاری جهانی برای مواریث فرهنگی و تاریخی و نیز الزامات و شایستگی‌های حفظ و صیانت از آن‌ها دست نیافته‌ایم، بلکه با ابتلا به‌نوعی بیماری منفعت‌طلبی و اقتصادی دم دستی و ارزان‌قیمت، سعی می‌کنیم که از همین مفاخر ارزشی صرفاً برای پُر کردن جیب چند پیمانکار و دلال واسطه دون‌پایه و درنهایت صاحبان مجموعه توریستی، شهرداری و شورای شهر و غیره استفاده کنیم و نه چیز بیشتر! * از تصمیم‌سازان بی‌تخصص تا متخصصین بی‌توجه موضوع این است که اگر به معنای واقعی درک و مفاهمه درست‌ودرمانی از ارزش‌ها و ثروت‌های فرهنگی و تاریخی در ذهن و مخیله مدیران و مسئولان شهری همدان بود، امروز به‌جای تشکیل یک بازار مکاره برای کسب چند هزار تومان ناقابل از محل فروش بلال، چیپس، پفک و تله‌کابین، به دنبال سرمایه‌گذاری برای جهانی کردن اثری می‌بودیم که می‌تواند به‌صورت بالقوه (و با مهیا شدن شرایط پس از پایان وضعیت هشدار کرونایی) میلیون‌ها میلیون دلار را نصیب استان و چرخه اقتصادی آن کند؛ اما افسوس که وقتی کار به دست غیر کاردان سپرده و مدیریت شهری به‌جای نظام گردشگری و میراث فرهنگی تصمیم‌گیرنده اول و آخر شد و یا برخی نهادهای انتظامی و قضائی نیز رسالت خود را در حد چند مأموریت نمایشی و گشت خودرویی کاهش داده و متولیان میراث فرهنگی به سر بی‌درد خود دستمال توجه نمی‌بندند، آن‌وقت است که همین بر سر ما می‌آید که می‌بینید. البته این وضعیت صرفاً در خصوص گنج‌نامه نیست و برحسب مشاهدات عینی و مستندات غیر قابل انکار در مورد مراکز دیگر مثل موزه هگمتانه، آرامگاه بوعلی‌سینا و باباطاهر؛ غار علیصدر، گنبد علویان، میدان میشان، ورکانه و و و و و نیز مصداق پیدا کرده و خلاصه بزرگ‌ترین آلبوم فرهنگی این کشور را مزین به بدشکل‌ترین حاشیه‌نگاری در موضوع بی‌توجهی، غفلت و ارزش‌زدایی و حتی ضد ارزش و ناهنجاری می‌کند. فلذا اگر هر از چندگاه و به هر بهانه شاهد خروج مواریث تاریخی، فرهنگی و طبیعی این مرز و بوم از لیست آثار جهانی هستیم خُرده به دیگران وارد نیست زیرا این ماحصل همان عملکردهای ماست که امروز نه‌فقط باعث شده از پردرآمدترین صنعت جهان کمترین عایدی را داشته باشیم بلکه آرام‌آرام نیز از جایگاه برترین‌های جهانی در حوزه گردشگری به رتبه‌های پایین تنزل کنیم صرفاً به این دلیل که نوع نگاه ما به صنعت گردشگری چند صدمیلیاردی در بهترین حالت توجه چند ده‌هزارتومانی به چیپس و پفک و قلیان است نه چیزی بیشتر.. گرچه شاید این نوشتار به مذاق برخی خوش نیامده و با بهانه سیاه‌نمایی و افراط گری در بیان مشکلات به دنبال راه فراری از زیر بار مسئولیت و یا پاسخگویی باشند اما بگذارید این نوشتار را با چند سؤال بسیار ساده به پایان برسانیم اینکه به‌راستی چه زمانی قرار است که مدیریت استان همدان در همه ابعاد و شئون آن نسبت به بازنگری در نظام گردشگری و حفظ و صیانت از مواریث تاریخی، ارزشی، هنری و... یک قدم از شعار و تبلیغ پیش‌تر گذاشته و در قالب یک جهاد فرهنگی به دنبال اعتلای آن به معنای واقعی باشد؟ آیا به‌راستی همه دستاوردها و نتایج چند دهه تلاش و همایش و نمایش و یا برگزاری چند کنفرانس و نشست بین‌المللی پرطمطراق در خصوص صنعت گردشگری همدان همین است که می‌بینیم؟ محض رضای خدا کسی بیاید و پاسخگو باشد که - چه کسی در این شهر و در حوزه گردشگری و حفظ تاریخ، فرهنگ و صیانت از میراث تاریخی و فرهنگی آن مسئول است؟ -کدام نهاد باید متولی این فرایند باشد؟ -کدام کارگروه فکری نظام‌نامه توسعه این صنعت را تدوین و بر حسن اجرای آن نظارت دارد؟ -سهم هرکدام از نهادها، سازمان‌ها و مدیران در این فرایند چقدر و تا کجاست؟ -چه کسی تلاش‌گر است کدام فرد و نهاد و سازمان کم‌کار و فرافکن؟ -نمایه‌های حضور ارگان‌ها و نهادهای مذهبی و دینی را در کجای این فرایند باید پیدا کرد؟ -آیا از این‌همه سال سرمایه‌گذاری و تلاش پس‌انداز ساخته‌ایم یا حباب و خیال توسعه؟ -و درنهایت اینکه با این وضعیت آیا به‌راستی کسی امیدی به جهانی شدن همدان دارد؟

برچسب‌ها: 

دیدگاه شما

پایگاه خبری تحلیلی نشاط شهر
کانال تلگرامی پایگاه خبری بهارانه