آخرین اخبار

6. آذر 1395 - 11:44   |   کد مطلب: 18947
تغییر آب و هوا و دلواپسی زائران برای بازگشت، جاده برفی و سرما

به گزارش بهارانه، جاده بسته نبود، اما برف، سرما و البته ترافیک، رفت‌وآمد را مشکل کرده و معلوم نبود چرا همه‌چیز به‌هم گره خورده، اما هرجا که ماشینِ راهوری کنار جاده ایستاده، به اتوبوس‌هایی که از تهران به سمت سنندج می‌رفتند، تذکر می‌داد، آرام‌تر بروند. بعد از ساوه، راه بدک نبود؛ آفتاب روی برف‌هایی که کنار جاده پهن بودند، می‌تابید و سرما با وجود بخاری داخل اتوبوس، چندان اثر نداشت، اما بعد از همدان ورق برگشت. بارش‌ها شروع شد، لغزندگی جاده دو، سه‌برابر بیشتر از همیشه و از همه بدتر، انبوه ماشین‌هایی که از باند روبه‌رو با چراغ‌های نوربالا در حال برگشت بودند. راننده از پلیس راه سؤال کرد و جواب شنید که بعید نیست بعضی از جاده‌ها بسته شده و تراکم سفرهای بازگشتی از مرز مهران و چزابه به این طرف کشیده شده باشند. حق با او بود. هم‌زمان هم یک انفجار تروریستی، ترس را در دل زائران انداخته بود و سرعت در برگشت باعث بروز تصادف‌های دلخراشی در جاده‌های کشور شده بود. 
نزدیکی‌های شب، دیگر برف و باران و سرما و ترافیک، راه ‌رفتن به سمت مریوان را کاملا مسدود کرد. اتوبوس‌ها باید برمی‌گشتند یا برای چند ساعت منتظر می‌ماندند. جاده شرایط طبیعی داشت و گروه‌های امداد و پلیس راه در آن سوز منفی چهار، پنج درجه، عرق می‌ریختند، اما راهی برای جلورفتن نبود. انبوه ماشین‌ها در باند آن‌طرف باعث شده بود بسیاری به مسافرخانه‌ها، قهوه‌خانه‌ها و واحدهای خدماتی بین‌راهی پناه ببرند، اما آنها هم یا مشکل گاز داشتند یا مشکل کمبود مواد اولیه. بعضی از فروشگاه‌ها فقط‌وفقط پفک و چیپس داشتند که به مسافران گرسنه بدهند و برخی هم از شهرهای اطراف، نان لواش آورده بودند و کنار جاده می‌فروختند. در مسیر بازگشت از همدان، نزدیک شهر «بهار»، سیب‌زمینی‌های پخته دانه‌ای ‌هزارتومان فروخته می‌شد.سرویس‌های بهداشتی و آب‌های یخ‌زده در لوله‌ها، مسافران را روانه پشت تپه‌ها کرده بود و همین‌طور برف و سوز بود که از زمین و آسمان می‌بارید. برای زائرانی که این مسیر را به سمت تهران برمی‌گشتند هم وضع بهتر نبود، آنها باید ساعت‌هاوساعت‌ها در ترافیک‌های سرسام‌آوری که خود پدید آورده بودند باقی می‌ماندند و راه‌های سه، چهارساعته را هفت، هشت‌ساعته طی می‌کردند. اوج این ترافیک را هم بعد از زنجان یا بعد از همدان می‌شد دید؛ انبوه ماشین‌هایی که در تاریکی و سرمای شدید، با دنده‌یک ١٠ قدمی جلو می‌رفتند و باز، می‌ایستادند. در همین شرایط بود که مردم خبر آن بمب‌گذاری هولناک در عراق را شنیدند و احتمالا بعید نیست که صبح روز بعد هم، خبر تصادف هولناک آن دو قطار را... .

انتهای پیام/

دیدگاه شما

پایگاه خبری تحلیلی نشاط شهر
کانال تلگرامی پایگاه خبری بهارانه