به گزارش بهارانه، زمستان هم شروع شد اما هنوز خاطرهی شب يلدا در خاطرمان هست. چند هفته مانده به شب يلدا آنقدر مطالب در بارهاش زياد بود كه بنده مطلبم را براي بعد از يلدا تنظيم كردم.
ظهر 30ام آذر سوار تاكسي بودم. بحث داغي در مورد اين شب در جريان بود. يكي از شهروندان از خريدي كه كرده بود ناراضي بود. يكي ديگر در مورد گراني ميوه ي شب يلدا گلايه داشت. اما همه ي بحثها با رسيدن به پايان ايستگاه نيمه تمام ماند.
نميخواهم دربارهي يلدا بنويسم چون ساليان سال همه چيز در موردش نوشته شدهاست. سوالي طرح ميكنم و بعد به جواب ميپردازم.
آيا شب يلدا وجه و كاركرد قديمياش را حفظ كرده است؟
(یلدا) به معنای «زایش» و «تولد» است. آيا پس از گذراندن شب يلدا ما هم از نو متولد شديم؟ آيا احوالات نيكو را جايگزين زشتيهایمان كرديم؟
شبهاي يلدا از قديم الايام با بزرگان طايفه وحافظخواني و شاهنامهخواني و پذيرايي مختصر معنا پيدا ميكرد. اما امروزه چه. آيا روح حاكم زمانه اين اجازه را به ما ميدهد كه بي غل و قش و بي ريا اين شب را سپري كنيم. آيا در اين شب كه كلي هزينه روي دست مردم ميگذارد آن خوشي و لذت قديم هست؟ شخصا عقيده دارم كه اين همه تلاش و انتظار براي شب يلدا ، آن طور كه بايد و شايد لذتي از دور هم بودن نمي بريم زيرا زمانه عوض شدهاست. در زمانهاي كه تكنولوژي حاكم بلامنازه ي جهان است آيا سخن از هم دلي و هم زباني اهميت دارد؟
قصههاي پدر بزرگها زماني معنا داشت كه تلويزيون و ماهواره نبود. فال حافظ و خوانش ديوانش زماني با معني بود كه اين همه كتابهاي صوتي تهيه نشده بود. شاهنامهخواني زماني ارزش داشت كه سريالي با عظمت (بازي تاج و تخت) ساخته نشده بود. شب يلدا لذت دور هم بودن زير كرسي مادر بزرگ به همراه نخود وكشمش و شاني و گردويي بود كه در تابستان و پاييز براي شب يلدا تدارك ديده ميشد. يا انار و هندوانهاي كه به زحمت در آخرين روزهاي پاييز يافت ميشد. نه اينكه در صبح روز30ام آذر همه را از بقالي و ميوه فروشي بتوان خريد و در كريستالهاي قيمتي چيد. كرسي شب يلدا وقتي معنا داشت كه با زغال سرخ داغ ميشد نه مثل امروز با قراردادن بخاري برقي.
آري در زمانهاي كه روح زمانه عوض شدهاست مهماني دور همي معنا ندارد. وقتيكه سرماي زمستاني بر قلبهاي افراد فاميل حاكم است يلدا چه مزيتي دارد. فراموش نكنيم كه اين انسانها هستند كه به ايام معنا ميبخشند نه برعكس. هزار شب يلدا و عيد نوروز هم پشت سر بگذاريم اما در وجودمان زايش و تولد صورت نگيرد هيچ فرقي بين روزهاي تقويم نيست. بيهوده تقصير را گردن گوشيهايمان نندازيم.
نویسنده: سعید جلیلی هنرمند