به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بهارانه»؛ اخیراً دولت در سیاستگذاریهای جدید، توسعه انرژیهای خورشیدی را به عنوان راهکاری برای صرفهجویی ارزی و دستیابی به هوای پاک مطرح کرده است.
حتی دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور، در مصاحبه اخیر خود عنوان کرد که با تولید ۷ هزار مگاوات برق خورشیدی، میزان ۷ میلیارد دلار صرفه جویی شده و هوا نیز آلوده نشده است؛ اگرچه استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در جای خود ارزشمند است، اما این رویکرد در شرایط فعلیِ «مزیتهای نسبی» ایران، نیازمند یک بازنگری دقیق و کارشناسانه است؛ چراکه بهنظر میرسد این سیاست، نوعی «خطای راهبردی» در مواجهه با داراییهای استراتژیک ملی است.
معمای میادین مشترک؛ وقتی گازِ مشترک، طعمه رقبا میشود
چین، کشوری که امروزه سردمدار تولید پنلهای خورشیدی و استفاده از انرژی خورشیدی است، با معضل میادین گازی مشترک با همسایگان (مانند قطر) روبرو نیست. و اساساً کشورهایی که دم از انرژی پاک میزنند فاقد نفت و گاز هستند. اما ایران در خلیج فارس، درست روی بزرگترین میدان گازی جهان نشسته است. طبق اصل سادهی اقتصادی، هر متر مکعب گازی که ما از این میدان استخراج نکنیم، توسط رقیب (قطر) برداشت میشود. بنابراین، گاز برای ایران نه فقط یک سوخت، بلکه یک «سرمایه در حال فرار» است. در حالی که قطر با همین گاز، بازارهای جهانی را تسخیر کرده، ما در حالِ «خاموش کردن» پتانسیلهای گازی خود برای سرمایهگذاری روی انرژی خورشیدی هستیم که هزینه تولید برق آن بیش از چند برابر برق گازی است.
آلودگی یا سوخت پاک
جای تعجب است که دولت از آلودگی گاز سخن میگوید؛ در حالی که گاز طبیعی (بهویژه با تکنولوژیهای جدید و سوختهای استانداردی مثل CNG) یکی از پاکترین سوختهای فسیلی است. اگر دغدغه، محیطزیست و هوای پاک است، اصلاح راندمان نیروگاههای گازی و استفاده از تکنولوژیهای داخلی، هزینهای بهمراتب کمتر از واردات پنلهای خورشیدی و خروج ارز از کشور دارد.
استراتژی «نیروگاههای مقیاسکوچک»؛ راهکار طلایی
به جای تمرکز بر مزارع گسترده خورشیدی که وابستگی به تکنولوژی و تجهیزات خارجی دارد، راهکار هوشمندانه در استفاده از «مزیت نسبی» کشور نهفته است.
ایجاد نیروگاههای گازی مقیاسکوچک در تمامی استانها با مشارکت مردم و بخش خصوصی، علاوه بر رعایت اصول «پدافند غیرعامل»، شبکه برق کشور را به شدت تقویت میکند.
جهش تولید و صادرات
با افزایش تولید برق ارزان، میتوانیم علاوه بر رفع ناترازی داخلی، به صادرکننده برق تبدیل شده و انرژی مازاد را به صنایع تزریق کنیم. صنعتی که برق ارزان داشته باشد، در رقابت با چین، میتواند ظرف چند سال سهم قابل توجهی از بازار جهانی را از آن خود کند.
ایران هماکنون بهشت قاچاقِ ماینینگ است. میتوان با قانونی کردن این صنعت و فروش برق به قیمت واقعی و آزاد به تولید ارز دیجیتال (با تکیه بر تولید انبوه گازی)، هم درآمدهای دولت را افزایش داد و هم از هدررفت انرژی جلوگیری کرد. (بدیهی است که استفاده از برق خورشیدی گرانقیمت برای استخراج رمزارز، با هیچ منطق اقتصادی سازگار نیست).
واردات پنلهای خورشیدی، زمانی که تکنولوژی آن بومی نشده و جایگزینِ بهرهبرداری از میادین مشترک گازی میشود، تنها راهی برای خروج ارز و درگیر شدن در چرخهی تعمیر و نگهداری پرهزینه قطعات خارجی است. ما عادت کردهایم گاز را به صورت «خام و ارزان» بفروشیم و پروندههای فسادی همچون کرسنت به بار آوریم؛ در حالی که میتوانیم با «فرآوریِ برق» از گاز، جهش اقتصادی ایجاد کنیم.
زمان آن رسیده است که به جای تقلید از نسخههای جهانی، بر «مزیت نسبی» خود تکیه کنیم. استفاده از انرژی خورشیدی تنها در مقیاسهای کوچک خانگی و در مناطق کویری توجیهپذیر است، نه در ابعادی که جایگزینِ موتور محرک اقتصاد ملی یعنی «گاز» شود.
حامد عیوضی