آخرین اخبار

22. دى 1394 - 17:51   |   کد مطلب: 14238
دی ماه همواره برای قشر دانش آموز ماهی است سرشار از استرس واضطراب و فرآیند نمره گرفتن وقبولی . مچاله شدن در بین پالتو و جواب دادن به سوالاتی که باید ماحصل ترم تحصیلی را در فرآیند نوشتن به وسیله خودکار یا مداد به نتیجه ای رساند.

به گزارش بهارانه، دی ماه همواره برای قشر دانش آموز ماهی است سرشار از استرس واضطراب و فرآیند نمره گرفتن وقبولی . مچاله شدن در بین پالتو و جواب دادن به سوالاتی که باید ماحصل ترم تحصیلی را در فرآیند نوشتن به وسیله خودکار یا مداد به نتیجه ای رساند. دراین باب واژه نامه دانش آموزی را از عبدالله مقدمی برای شب بیداری های امتحانات توصیه می کنم.

((دی ماه چون بز پریدن ))

آلی(عالی): کلمه ای است که دانش آموز پای برگه های مقشش نشان مامان می دهد واصرار می کند که آن را خود خانم معلم نوشته است .

آموختن: یاد گرفتن ،استعداد خاص در شیوه های دعوا ،راه های فرار ،کلیدهای میان بر بازی رایانه ای ،خالی بندی واصولا هر چیزی غیر از درس.

آموزش: یاد دادن . شایدهم یاد ندادن به هرحال مهم شهریه است.

آموزش مکاتبه ای : مجموعه نامه هایی که معلوم نیست کی وکجا به دست چه کسی می رسید تا استعداد آن بنده خدا شکوفا شود وطفلک هدر نرود.

آموزشگاه : محل صدور ودریافت انواع چک ،گذاشتن قرارهای کافی شاپ سینما ،پارک و...محلی برای خرید (زبانم لال )سوالات کنکور.

المپیاد :مراسمی که جماعتی خیر خواه ترتیب می دهند تا بچه های ما را مورد سنجش مغز قرار بدهند . پس از به طور عادلانه همه همه همه افتخاراتش را برای ما ومغزها- ببخشید ،بچه ها را برای خودشان برمی دارند.

املا : دیکته ای که قبلا ننوشته اش غلط نداشت ولی بحمدالله امروزه نوشته ا ش هم غلط می کند که غلط داشته باشد.

انشا : درسی که نه دانش آموز می فهمد چطور نمره می گیرد نه معلم می داند چطور نمره می دهد.

برعکس: نام مدرسه غیر انتفاعی

برف: چیزی که آمدنش بچه ها را خیلی بیشتر از آمدن معلم خوشحال می کند.

بوفه : محلی در مدرسه که همان آت وآشغال های دوره گردها را می فروشد با این تفاوت که همین هله هوله هل وقتی از آنجا به فروش می رسند بهداشتی می شوند

بی انضباط : بهترین وکلی ترین اتهام به دانش آموز بیچاره از طرف ناظم.

بی اهمیت : در طول سال تحصیلی درس است ولی در شب امتحان حتی زنده ماندن.

بی باک : اولین کسی که سر کلاس می گوید: ((آقا خسته نباشید))

بی تجربه : دانش اموز درسخوانی که از قضا نتوانسته درس بخواند واز سر بدبختی تقلب هم بلد نیست.

بیچاره : دانش اموزی که درس نخوانده است ومعلم عادل اورا از میان چهل نفر برای کنفرانس پای تخته می برد.

بی طرف : آنکه همیشه وسط دعوا ازهمه بیشتر کتک می خورد.

بی عرضه : دانش آموزی که تقلب بلد نیست ومعلمی که نمی تواند مچ دانش آموز متقلب را بگیرد.

تابستان : فصلی که دانش اموزان تنها چیزی که از آن نمی فهمند گرماست.

تاریخ : معلم بیچاره ای که از قدیم همه خواسته اند آن چیزی را درس بدهند که آنها می گویند.

تجدید: از بهترین وسالم ترین ،کم خرج ترین شیوه های پر کردن اوقات فراغت.

تخته سیاه : رسانه عمومی کلاس تا قبل ازآمدن معلم تحمل همه نوع سخن مخالف را دارد . چیزی که زمان پدران ما سیاه بود . زمان ما سبز شد وامروز سفید شده است . ولی ماهمیشه تخته سیاه صدایش کرده ایم.

جغرافی : درسی که یک عمد خواندیم تا اخر سر در مسافرت ها به جای نقشه ازاین وآن بپرسیم.

دانش آموز: کسی که برای تحول در تعلیمش سالی یکبار نظام اموزش را برهم می ریزند ،دانش آموز متحول نمی شود پس دوباره نظام آموزشی را به هم می ریزند ،دوباره متحول نمی شود ،دوباره...

حیاط : محلی برای ((بدو ..بدو)) دانش آموزان و ((ندو ،ندو..)) آقای ناظم.

دبیر: همان معلم بود ولی ما بچه های دبستان فکر می کردیم فقط توی دبیرستان وجود دارد . یادش بخیر. چقدر دوست داشتیم یک دبیر داشته باشیم.

دبیرستان : مرحله اصلی شکار پشت کنکوری ها برای اموزشگاه ها.جایی که راه دانش اموزان ازهم جدا می شود یکی می شود خرخوان ویکی می شود خر پول.

درس: عملی بزرگ وبا ارزش که درنهایت شما را به شغل انبیا رهنمون می کند. یا معلم می شوید یا چوپان .

دفتر : کتابی که نویسنده اش خودتی . چیزی که مدیر مدرسه از ان یک دانه داشت وما دانش آموزان ده تا اما بازهم از مدیر مدرسه می ترسیدیم.

رد: تلاش دانش آموز برای استحکام پایه های درسی وفاداری به کلاس ومدرسه که معمولا با یک ((خاک تو سرت ))تمام می شود.

ریاضی: درسی برای ریاضت دانش آموزان.

زنگ تفریح : لحظاتی بین انتقال دانش آموز ازاین زنگ به آن زنگ. دراین زمان دانش آموز بی صاحب ول شده اس. دراین زنگ معلم ها استراحت وناظم به شدت فعالیت می کند. حکم عفو از طرف مدیر مدرسه . تنها نقطه تلاقی مدرسه ودراز جان – باغ وحش .

سطل آشغال : وسیله ای که تنها موقعی مورد توجه دانش اموزان قرار می گیرد که در کلاس بی معلم برای سرگرمی مسابقه پرتاب آشغال داشته باشند.

سنجش: محاسبه میزان پاسخگویی به سوالات ،ضرب در میزان ضخامت پارتی.

سواد :قدرت خواندن ونوشتن بود که تا ما امدیم به سطح جهانی اش برسیم شد میزان تسلط بر رایانه . تاآن را یاد گرفتیم شد قدرت تسلط بر شبکه جهانی اینترنت.

کارنامه : چیزی که نمره های خوب را ما گرفتیم ولی نمره های بدش را بهمان دادند.

گچ : ماده ای معدنی که بیشترین مقدارش دراستان سمنان وریه معلم ها دیده شده است.

عید: روزهای آمادگی وگرم کردن بدن برای تعطیلات تابستانه.

قبول : مهر تاییدی بر سه ماه اوقات فراغت که با تلاش بزرگان اهل تمیز به بطالت نمی گذرد.

قبولی: زمانی برای یاد اوری بسته پیشنهادی قبل از امتحانات به بابا.

مبصر: کسی که نه شاگردها جدی اش می گیرنذ نه معلم ها.

مبل : صندلی تحصیل کرده.

محصل : دانش آموز قدیمی که به قول خودش به ده تا دکتر امروز می ارزد.

مدرسه : محل تبادل انواع کد بازی ،فیلم های روز ،قرار دعوای اخر زنگ ویک کمی هم درس .

مدیر : کسی که یا در دفتر است ودیده نمی شود یا برای دانش اموزان سخنرانی می کند . ناظم همیشه بچه ها را با اسم او تهدید می کند.

مشق : نسخ خطی بچه ها که گاه بزرگترین خط شناسان عالم هم نمی توانند آن را بخوانند وبازهم گاه آنقدری که در مدت استفاده آسیب می بیند پاره پوره می شود که نسخه های خطی هزار سال پیش ندیده ونشده اند.

معلم : کسی که همه مسئولین با افتخار شغلش را به نام خودشان می زنند ولی حقوق خودشان را می گیرند.

ناظم: کابوس دوران دانش آموزی.

نخبه : درایران به کسی می گویند که خیلی حالی اش باشد . به بقیه مشخصه های ایشان در خارج رسیدگی می شود.

نمره انضباط: گزارش شورای امنیت مدرسه درمورد دانش آموز

نیمکت : چیزی که باید روی آن به صورت نیم کت بشینی . اگر تمام کت بنشینی جا برای بغل دستی ات نمی ماند خب.

دیدگاه شما