به گزارش بهارانه به نقل از «تیتریک»،ده روز از افتتاح کارخانه انگلیسی آمریکایی سیگار در اشتهارد البرز می گذرد و اخبار و تحلیل های فراوانی پیرامون این اتفاق شکل گرفت . از اخباری که به مضرات پزشکی و بهداشتی سیگار دغدغه داشتند تا تحلیل هایی پیرامون ضربه به تولید داخلی و عدم کاهش قاچاق این محصول با افتتاح کارخانه .
در این باره چند یادداشت پیرامون کمپانی بریتیش آمریکن توباکو و چگونگی فرار کردن از تحریم ها، ارتباط او با جریان های سیاسی و اقتصادی نشانه کشور هم چون اصلاحات، کارگزاران، موسسه روند، رئیس کل بانک مرکزی( محمد حسین عادلی)، خانواده نمازی ها و... مطرح کردیم.
همان طور که ارائه شد در سال 87 یعنی درست یک سال قبل از انتخابات 88 و جریانات عمیق و دامنه دار فتنه اخبار مبنی بر سرمایه گذاری شرکت بریتیش امریکن توباکوbat در انتخابات با همکاری و واسطه گری موسسه روند که تحت سرپرستی عادلی در خبرگزاری های و روزنامه های دولتی(ایرنا و ایران) مطرح شد که البته معلوم نیست دقیقاً به چه علت طی آن سال و سال های بعد مسکوت ماند.این نشان دهنده این است که این شرکت می توانسته از سرمایه گزاران و حامیان مالی برخی جریانات در مسائل سیاسی و انتخابات ها باشد که البته انتخابات سال 92 نیز از این قاعده مستثنی نیست.
چند سال بعد زمانی که یکی از بزرگترین باند ها و کریدورهای نفوذ اقتصادی سیاسی در کشور توسط نهاد های امنیتی دستگیر و پشت پرده اقدامات آنها در نشریات و جراید منتشر شد باز هم ناگهان اسم کمپانی بریتیش آمریکن توباکوbat بر سر زبان ها افتاد.
خانواده نمازی که جریان پیچیده ای از اقدامات اقتصادی و سیاسی را در دوره پهلوی و بعد از انقلاب از دوره کارگزاران شزوع کرده بودند و واسطه نفوذ و ورود بسیاری از شرکت ها و موسسات تجاری بین المللی در عرصه انرژی، نفت و گاز، و صعنت و اقتصاد کشور بودند و در عرصه سیاسی نیز همکاری های گسترده ای با نیروهای کارگزاران چون مهدی هاشمی و برخی فتنه گران جریان اصلاحات داشتند. واسطه گری و دلالی بزرگترین شرکت ها و سرمایه گزاران خارجی هم چون گلاکسو اسمیت کلاین، شرینگ، بایر، سانوفی اونتس و فاربو؛ صنایعی همچون کاترپیلار، دایملر کرایسلر، ،تویوتا، میتسوبیشی، هوندا، رنو، بی ام و؛ صنایع مخابراتی مثل MTN، نوکیا، ودافون، زیمنس؛ صنایع غذایی همچون نستله، صافولا، هوکلند، میگراس، تتراپک و شرکت چندملیتی دخانیات بریتیش امریکن توباکو برای آنها این امکان را ایجاد کرد تا بتوانند در بسیاری ار عرصه های سیاسی و حتی اجتماعی نیز دست به اقدام بزنند. از سرمایه گزاری در انتخابات های تا ترویج کنترل نسل و برگزاری کلاس های آموزشی در روستاها و مناطق دور افتاده که دقیقاً معلوم نیست با چه هدف و منطقی انجام می شده است.
اینها باید بگذاریم در کنار یکی از بزرگترین کانال های قاچاق سیگار درکشور که در دوره دولت قبل قسمتی از آن متلاشی شد. سعید العقیلی یکی از مفسدین اقتصادی بود که بالاخره از لیست معروف داخل جیب رئیس جمهور قبل بعد از آن همه وعده و شعار مبارزه با فساد بیرون آمد و در سخنرانی نظرآباد گفته شد. العقیلی یک تاجر با تعداد بسیاری شرکت های تابعه و ثبت شده در ایران بود که اولاً از بزرگترین بدهکاران بانکی بود و ثانیاً محکوم به قاچاق سیگار. تاجایی که شرکت دخانیات قشم یکی از شرکت های وابسته با او بود با محکومیت قضایی به جرم قاچاق سیگار مواجه شد و با اعمال نفوذ جریان انحرافی و راس مجموعه یعنی اسفندیار رحیم مشایی از زیر بار محکومیت شانه خالی کرد.
اسناد حمایتی مشایی از العقیلی و نمایندگان شرکت بریتیش آمریکن توباکوbat همان موقع منتشر شد.
این باند و شرکت نیز بنا به اخباری با موسسه روند و شرکت بریتیش آمریکن توباکو در ارتباط بودند که روزنامه ایران به آن اشاره کرده است.
نکته دیگری که لازم است به آن اشاره شود افتتاح کارخانه با این حجم از سرمایه گذاری(30 میلیون پوندی) درست چند ماه بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم است. در زمانی که کشور ضروری ترین اقلام از جمله دارو و قطعات صنعتی و ... را نمی تواند وارد کشور کند و تحریم ها تولید نفت را به کمتر از 700 هزار بشکه در روز رسانده بود و همین میزان نیز نمی توانستیم ارز آن را وارد کشور کنیم و خبری هم از توافق هسته ای و برجام نبود این واحد تولیدی توانسته از پایتخت یکی از دشمنان ایران یعنی لندن سرمایه خود را وارد کشور کند و بعد از کمتر از دوسال در فروردین 95 آن را به بهره برداری و تولید انبوه هشت میلیارد نخ سیگار در سال برساند.
بر این اساس کم کم و به تریج می توان نتایجی را بر اساس گفتمان رایج این روزهای کشور گرفت. همان طور که می دانیم صنعت دخانیات از سودآورترین تجارت های جهان همواره بوده است و کمتر دولت و یا کشور می تواند از این حجم گردش مالی وارزی چشم پوشی کند. این سرمایه گزاری در حالی انجام می شود که شرکت دخانیات کشور علی رغم سابقه بسیار زیاد متاسفانه رو به ورشکستگی است. میزان مصرف دخانیات در کشور 60 میلیار نخ در سال است که از این میزان کمتر از ده میلیارد نخ سهم تولید شرکت دخانیات است. بنا به اظهار نظر مهندس برخوردار هم اکنون 700 میلیارد بدهی این شرکت می باشد که هیچ برنامه جدی نیز برای بهبود ساختار و ماشین آلات و ... نیز وجود ندارد. و با واگذاری این مجموعه به صندوق بازنشستگان فولاد عملاً بار مالی سنگینی به آن وارد شد. این وضعیت صنعت بومی تولید سیگار درکشور است که هر روز نیز دست آویز سوء مدیریت ها می باشد. اینکه چرا به جای حمایت از تولید ملی به رقبای خارجی آن توجه می شود باید جای دیگر بررسی شود.
هر کدام از این مواردی که بطور مجمل به آن اشاره شد تکه هایی از یک پازل بزرگ است که در خوش بینانه ترین حالت می توان یکی از مصادیق عینی پروژه نفوذ را مشاهده کرد که در حال ضربه جدی به تولید ملی در عرصه اقتصاد است. این که برخی مسئولین از این پروژه به عنوان مصادیق اقتصاد مقاومتی یاد می کنند برای خودشان نیز باید خنده آور باشد؛ اما جای آن دارد که مسئولین و دست اندرکاران اجرایی کشور نسبت به این موارد حساسیت نشان داده تا با جلوگیری و محدودیت این حرکات از نفوذ دشمن به بدنه اقتصاد و سیاست کشور جلوگیری کنند و تکرار موارد مشابه که البته از قرار معلوم در جریان نیز هست را مانع شوند.
انتهای پیام/ س
دیدگاه شما